خرید بک لینک

رسیدم خوابگاه ـ....پسر خالم اومد دنبالم...بهم درس زندگی هم داد...میگفت اعتماد نکن خیلی تو خوابگاه و در عین اینکه با همه دوستی خودت باش...

دارم به این فکر میکنم من چقدر خیلی راحت به همه اعتماد میکنم و فکر میکنم همه خیلی خوبن؛/

همین دیگه...

برم شام بخورم میام دوباره میگم یه چیزایی...؛)

برچسب: رسیدیم و رسیدیم کاشکی نمیرسیدیم, نویسنده: ماهان حبیبی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:50

صفحه بندی