خب قراره وبلاگی کنسل شد؛)
رفتیم بی آر تی سوار شدیم رفتم انقلاب و و اینا کلی هم پیاده اینور و اونور رفتیم و من در حال مردنم؛)
شام رزرو نکردم قراره کتلتمو بخورم:)من عاشق کتلتم...حوصله درس ندارم...این چن روزی همش پراتیکیم...کلوهوما سرپاییم؛(
باید بگم به هیچ وجه پرستاری رو دوست ندارم تا اینجا؛(
همین دیگه؛)
برچسب: من برگشتم ولی تنها,
نویسنده: ماهان حبیبی