چقراطلاعای که سایت میداد با اطلاعات اونا فرق داشت
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
تا دو صبح بیدار بودم...بعدش دو حرکت کردیم،پنجرسیدیم تهران ...،یکم طول کشید پیداش کنیم...هفت پارکینگ باز شد ماشین و گذاشتیم تو..اوووف ثبت نامو تا شروع کنن چهارساعت کشید،البته داخلش زیاد مشکلی ایجاد نشد ولی برا گرفتن تعهد محضری خوابگاه قشنگ دیوانه گشتم واز خستگی و نخوابی در حال غش و ضعف بودم... دیگه س...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
هیچوقت جملاتی که بهتون انگیزه میده رو به انگلیسی ننویسید هر چقدر هم زبانتون خوب باشه ولی تاثیر فارسیش بیشتره... یکی از چیزای غیر آبی که من عاشقش بودم،کش مو بی ریخت صورتیم بود،یه کش موی ساده ساده شب رنگ،اما الآن گمشده هر چی میگردم نیست،یعنی سرم بودا،یه لحظه بازش کردم برم شونه کنم ،وقتی بوگشتم دیگه نب...
بعضی وقتا واقعا همینجوره؛)
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
محمدعلی بهمنی رو میبینم یاد نادر ابراهیمی میافتم اصن شاید بخاطر همینه محمدعلی بهمنی رو دوست میدارم؛)
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
کتاب میخونم،شعر میخونم فیلمم میبینم ولی تو هیچکدومشون تو عرفان و کمال و جمال نیستم....مثل بعضی از آدما که تا اسم یه فیلم و کتاب میاری شروع میکن به تعریف از اون کتاب و فیلم...کاملا شبیه موسوی(البته ۱۹۸۴ نخونده بود هنوز مثه چی ذوق کردم وقتی گفت برام بیارش؛))البته من هنوز خودمم نخوندمش؛))...اصن شاید هم...
تلفن زنگ خورد من داشتم من رفتم گوشی رو گرفتم
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
مامان منگنه مدرسشون خراب شده بود آوردتش درست کنه بابا گذاشت کنار تلفن جلو چشم باشه.... منم همچنان که داشتم حرف میزدم داشتم باهاش ور میرفتم یهو نمیدونم چیشد درست شد منگنه رفت تو دستم؛//// الآن که دارم مینویسم دارم با شستم که منگنه توش رفت مینویسم ولی اصلا یه حالتی داره که تا نبینم صفحه گوشیمو که حرف ...
بدبختی ها
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
پنجشنبه هم حتی کلاس داریم تا دوازده... سه شنبه چهار شنبه تا پنج کلاس داریم؛/ مگه نباید پنجشنبه تعطیل باشیم؟! تا پنج!!!!! استاد راهنما چیست آیا؟!
از هفت و نیم به بعد
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:56
کاشف به عمل اومد دانشگاه مدرسه نیست که تعطیل باشه پنجشنبه ها..... کیف کج خریدم کفشم خریدم...ولی هنوز کوله نخریدم... قراره برم مغازه بالای میلاد نور از اون بشقاب خوشگلا بخرم؛)
صدا کن مرا،صدای تو خوب است
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 7:48
درسته با شبیه سازی نمیشد با شبیه سازی برام یه برادر قلو درست کرد ولی میشدیه خواهر قلو درست کرد که.... چقدر مادر پدرامون بهمون توجه میکنن واقعا!!حتی یه ذره هم براشون اهمیت نداشتم بدن برام یه خواهر قلو بسازن!:( ثبت نام غیر حضوری نداریم؛) دارم از رو مپ کل اطراف محوطه دانشکده پرستاری شهید بهشتی رو میگرد...
گله ای نیست منو فاصله ها همزادیم ،گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 19:41
همیشه وقتی چهارتایی باهمیم کلی خوش میگذره...البته اصولا عاشورا تاسوعا و شب قدر میشه که کل ثواب شبا رو از دست میدیم اصولا؛/.. مامان گفت بهم بگن با چادر خیلی زشت میشم...اصلا بهم نمیاد..بگن نپوشم..ولی عمرا... حوصله ندارم ادامه بدم... خیلی دلم تنگ شده بود برا زیراب...؛) پ.ن:دارم با گوشی همه قسمتای آسپری...
هر اعصاب خردی منجر به پیش نویس شدن میشه ولی هر پیشنویس شدنی دلیلش اعصاب خردی نیست؛)
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 14:43
دلم میخواد پست اینستا بذارم ولی نه عکس دارم نه متن...
یکنفر در را به روی حضرت پاییز واکندـ....
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 14:43
سرچ کنید دانشگاه شهید بهشتی.،میگه زمان ثبت نام اینترنتی فردا و پس فرداست زمان ثبت نام حضوری سوم شروع کلاسا چهارم(نوشته پذیرفته شدگان کارشناسی اینا) بعد سرچ کنی علوم پزشکی شهید بهشتی زمان ثبت نام پرستاری زده شش هفت؛/ خب این احتمالا همون شش هفت درسته ولی برا ثبت نام اینترنتی هیچ اطلاعیه ای نداره تو سا...
مهر،ماهِ من است
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:51
چشم به راهم آن اتفاق خوب در مهر بیفتد.مهر طلایی.مهر مهربان. آن وقت شاید حالم هم دگرگون شود. محتاج آن اتفاقم.آن اتفاق که حالم را به بهترین حال دگرگون میکند. #هویج_بنفش
آهای نتیجه!
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:51
میشه زودتر بیای؟همه این کلافگی این روزام بخاطرتوئه قربونت برم...دلت میاد من اینهمه آشفته و پریشون باشم؟! نتیجه جونم کلی چیز باید بهت بگم،که نمیدونم چجور بگم.؛(
کودک درون در حال تحلیل
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
با اینکه خیلی آدم عاقل و بالغی نیستم و یکم بیشتر از یکم کودک درون فعالی دارم ولی اینروزا احساس میکنم داره تحلیل میره...خودم احساس میکنم دارم بزرگتر میشم....بدم نمیاد از فرایند بزرگ شدن و اهمیت پیدا کردن چیزایی که قبلن برام بی اهمیت بود...و بی اهمیت شدن چیزایی که برام با اهمیت بود... کلا تصورم این نی...
نتیجه اومد
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
ا
اندر احوالات پست قبل+اندر احوالات حال من
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
۱.من اسم تو شناسنامم فائزست و تو خونه و فامیل و دوست و آشنا دلارام هستم ۲.هیچ حسی بجز ترس ندارم...هیچی...شهید بهشتی..؟تهران؛/نمیگم دوست نداشتم نمیگم موقع درس خوندن اون موقع ها آرزوم نبود شهر تهران قبول شم ولی الآن که بهش فکر میکنم خیلی میترسم...من تنها؛(((ایکاش استان خودمو اول میزدم؛( ۳.من هر چی میگ...
مجهول الهویه های بیان
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
الآن به تمام مجهول الهویه های بیان خسودیم میشه..الآن بگردید شما حتی کسایی پیدا میشن نام پدر نام مادر شماره شناسنامه تاریخ تولد...همه چیه من میدونن..؛// خیلی دلم میخواد برم یحایی مجهوال الهویه بشم ولی میدونم نمیشه؛/ مثلا یجوری که نه معلوم باشه دخترم نه معلوم باشه پسرم نه معلوم باشه چن سالمه چمیدونم ا...
خب من دوست دارم؛/
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
دارن میرن رو مخم بهم میگن چادر نپوش...اگر بری دانشگاه و چادرت رو در بیاری خیلی ضایعس.ــ من میگم چرا باید در بیارم اونا میگن چون چادری نبودی؛/ خب الآن که شما میدونید من چادری نبودم تازه هم دارم میپوشمش فکر نمیکنید با این طرز حرف زدت اعصاب منو خرد میکنید؛/ من دوست دارم بپوشم؛/ولی اینا شک به دلم راه می...
دوباره جشن
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:50
این چند روزی عقد دختر داییمه؛) این یکی لذت بخشه برام؛)فامیل نزدیکه